تبليغاتX

سنگینی باری که خدا بر دوش ما می گذارد آنقدر نیست که کمر ما را بشکند ولی آنقدر هست که ما را برای دعا به زانو در بیاورد .... پیامک ارسال شده از : سارا امامقلی

موسسه بین المللی ایمان هنر
آرشيو موضوعي
نوشته هاي پيشين
لوگو سايت

" dir="ltr" size="22">
پيوندهاي روزانه
امکانات
نمايشگر RSS
عکس های کنسرت مهدی مقدم آمار بازدیدها از سایت ایمان هنر از ابتدا تا امروز هرگونه سوال در رابطه با گیتار
متن نقد فیلم سوپراستار د رادیو گفتگو با اجرای فراد حسنی
 

 

 

((فایل صوتی این برنامه رادیویی درسایت موجود است))

نقد سوپر استار


گفت و گو با تهمینه میلانی، کارگردان و نویسنده؛ فتانه ملک محمدی ، بازیگر؛ محمد باغبانی و محمود گبرلو ، منتقد

 

فیلم سوپراستار پس از اخراجی های 2، بیشترین فروش سال 88 را به خود اختصاص داده است، فرزاد حسنی در برنامه سینما صدای رادیو گفت وگو درباره مضمون و ساختار این فیلم با تهمینه میلانی، کارگردان و نویسنده؛ فتانه ملک محمدی ، بازیگر؛ محمد باغبانی و محمود گبرلو ، منتقد گفت و گو کرد.( همراه با فایل صوتی)

تهمینه میلانی با بچه های طلاق شروع کرد ، " افسانه آه"  فیلم بعدی او بود و پس از آن فیلم هایی نظیر دو زن، واکنش پنجم، زن زیادی، تسویه حساب و سوپراستار را ساخت. او جزو معدود زنانی بود که در دهه 60 در سینما حضور داشت و در کنار پوران درخشنده و رخشان بنی اعتماد به کار فیلمسازی اشتغال داشت.

تهمینه میلانی: من قصه سوپر استار را بسیار دوست داشتم و به این نوع سینما بسیار علاقه مند بودم، افسانه آه شروع کننده این نوع سینما بود و من اصولا به فضای فلسفی روان شناختی بسیار علاقه دارم. افسانه آه در زمان خودش نادیده گرفته شد و چهار سال پس از ساخت، توسط یک سوئیسی کشف شد و من به جشنواره لوکارنو دعوت شدم.

افسانه آه موجب شد تا من به بیش از پنجاه جشنواره بین المللی بروم. هر چند که به این فیلم بی اعتنایی مطلق شده بود. به عقیده من سوپر استار ادامه منطقی "افسانه آه" بود.

زمانی که متن این فیلم را به وزارت ارشاد ارائه کردم، حساسیت نسبت به این فیلم به خاطر تسویه حساب و شخص من زیاد بود و حدود هفت ماه  طول کشید تا پروانه ساخت آن صادر شد. یکی از افرادی که به این فیلم اعتراض کرد، یکی از اعضای کانون کارگردانان بود که من به او اعتراض کردم و حساسیت های این فیلم بالا رفته بود و به مشاور وزیر و بنیاد فارابی رفت. حتی وزارت ارشاد کمک هایی که به فیلم ها می کردند، به این فیلم کمک نکردند.

بعد از ساخت فیلم به دلیل اینکه یک حساسیت از قبل به وجود آمده بود ، آقای صفار هرندی خواسته بودند به دلیل حساسیت های به وجود آمده در ابتدا خود فیلم را نگاه کنند. ایشان بعد از دیدن فیلم معتقد بودند که این فیلم بسیار فوق العاده ای است و همین جمله باعث شد که من پروانه سفید بگیرم و در یک برنامه تلویزیونی عنوان کردند که یک خانم کارگردان فیلم بسیار خوبی ساخته اند و این سرآغاز بحث هایی شد که آقای وزیر به من پول داده اند که این فیلم را بسازم.


به عقیده من هنر سفارشی نمی تواند جذاب باشد به ندرت در هنر سینما فیلمی سفارشی خوب پیدا می شود ، تعداد فیلم های سفارشی خوب بسیار کم است( مثلا لورنس عربستان فیلم خوبی است و سفارشی هم هست)  و من خودم را فیلمساز منتقد می دانم، فیلم ساز کسی است که سیاست جامعه اش را نقد می کند. به نظر من این (سفارشی بودن فیلم) را کسانی می گویند که دشمن من هستند و سال هاست که با عقاید من مشکل دارند و یا از جمله آقای وزیر ناراحت شده یا به آن حسادت کرده اند. 

گبر لو :  به عقیده من خانم میلانی فیلم سازی نیستند که به سفارش کسی فیلم بسازند و البته خانم پرتنشی هستند که با آثار خود افراد را به گفت و گو و اندیشه کردن وادار می کنند. شاید وزیر سابقه ای از کارگردان این فیلم نداشته است.

میلانی: حتی حمایتی که از اخراجی ها کردند از فیلم من نشد و همان یک جمله باعث ایجاد اینهمه بحث شده است.

 گبرلو: خانم میلانی با آثارشان افراد را به اندیشه کردن وادار می کنند، سوپراستار هم شاید به همین دلیل باشد. یکی از نقدها شاید  مضمون فیلم است یکی از مواردی است که موجب شبهات در این فیلم شد ،  و اینکه برخی از افراد با دیدن داستان این فیلم گمان کردند،  قصه این فیلم درباره زندگی آنهاست و آن را به خود نسبت دادند. در صورتی که داستان این فیلم فراتر از این حرف هاست و هر کسی که در این جامعه دچار معضلات خودش می شود. من فکر می کنم برخی از  این سوءتفاهم ها مربوط به نکته ای است که در گفت و گوهایی پس از جشنواره، شروع شد و آن اینکه نسل جدیدی از منتقدان در راهند و اینطور نیست که آنان آدم های کم آگاه یا ناآگاهی باشند.

میلانی: این یک جریان نیست بلکه یک تعداد افراد هستند که محفلی را برای خودشان تشکیل داده اند. همیشه زمانی که از من به عنوان داور جشنواره های فیلم های کوتاه محلی دعوت می کنند، با کمال میل می پذیرم. آنها حرف های جالبی در فیلم هایشان می زنند و برای من که 30 سال است در این رشته ام ، مثل دانشگاه است.


گبرلو: همراه فیلمسازانی که بسیار خلاق اند، نویسنده ها، فیلم نامه نویس ها و منتقدهایی هم وارد می شوند و یا روزنامه نگارهایی که....

میلانی: من استقبال می کنم.

گبرلو: برخی روزنامه نگارها هم اینطورند و نمی شود گفت که همه منتقدها بد و بی سوادند.

میلانی: اصلا اینطور نیست ، اولا در جشنواره فیلم فجر به من بلیط هم ندادند. در این جشنواره فیلم های بسیار خوبی به نمایش درآمد و فیلم ها به هم ربطی نداشتند و ایده های خوبی بودند. من معتقدم نقد به رشد کمک می کند اما یکی از منتقدین که در مورد آقای بیضایی بسیار فحاشی می کرد، در جلسه پرسش و پاسخ به مردم در  مورد فیلم آتش بس ، به آقای گلزار حرف های خوبی نزد. باید اینها را جدا کنیم. دفتر یک مجله تازه تاسیس در ایران هست و می گویند که لانه فساد آنجاست والا فکر نو روی سر ماست.

گبرلو: آنچه به عنوان بی استدلالی از آن یاد می شود، ربطی به نسل جدید منتقدان ندارد و بسیاری از نقدها در طول تاریخ نقد سینمای ایران بی استدلال بوده است و بهترین جمله ای که گفته اند، هر چه می خواهد دل تنگ بگو و "پرویز دوایی" هم که یکی از منتقدان بزرگ ماست این شیوه را انتخاب کرده است و این آسیب شناسی نقد ماست.

حسنی: داستان شما از همان ابتدای داستان پیرمرد و دختر، از داستان هرمان هسه می آید و بقیه فیلم نگاه خود شماست، بیشتر می خواهم بدانم انگیزه ساخت این فیلم چیست؟ کارگردانی که فمینیست است و دغدغه اش زنانه بوده است، سوپراستار خود را یک مرد انتخاب می کند و از در دایره ای که برای بازیگران خود انتخاب کرده است، خارج می شود و به وارسی زندگی هنرپیشه ای می شود که کاملا در فساد غرق شده است و منتظر یک جرقه است که زندگی خود را تغییر دهد.

میلانی: من نقدهایی خواندم که بسیار تعجب کردم، مثلا اینکه این فرشته آسمانی که بر زندگی کوروش زند نازل شده( یعنی رها) من نمی گویم که این فرشته آسمانی است، بلکه او یک بچه پرورشگاهی است  و خصوصیات یک بچه پرورشگاهی را دارد ( خیال بین است، دروغ می گوید و برای خود پدر و مادر می سازد) آنها هر چه می خواستند دیدند، من یک فیلم مادی ساختم، ذهن من یک ذهن دو دوتا چهارتاست. من آدم فیزیک و نه متافیزیک هستم.

حسنی: پس اشتباها آن را در دسته معناگرا گذاشته اند؟

میلانی: من توضیح می دهم . گفته ام برای فیلم من بیشتر می توان نام "در جستجوی حقیقت" گذاشت، شما چرا فکر می کنید که معنا حتما باید متافیزیک باشد، معنا می تواند فیزیک باشد.

حسنی: فرق بین ذات و معنا در همین است، معنا همان....

میلانی: من به برداشت های نادرست نمی توانم پاسخگو باشم، وقت الفبا را درست نمی فهمند، من چطور می توانم با آنها وارد بحث شوم. واقع بین باشیم، فیلم "تسویه حساب" من در این دوره توقیف شده و مودبانه گفته اند جامعه آمادگی پذیرش آن را ندارد، 500 میلیون هزینه آن فیلم شده بود، چه کسی پاسخگو است، من آدم فعالی هستم و دوست دارم فعالیت کنم؛ به من گفتند تا اطلاع ثانوی نمی توانم درباره زنان فیلم بسازم. من راجع به بچه ها  و محیط زیست فیلم ساختم و به این جامعه نازنین اخطار دادم، الان بیایید معضل دود را حل کنید. الان من سوپراستار راساختم و می گویم آینده چطور است. می گویند که جامعه ما آمادگی پذیرش را ندارد، الان جامعه کیلومترها از سینمای ما جلوتر است و من در سوپراستار نیز به این مسئله پرداخته ام که جامعه ما به سوی بی اخلاقی می رود و یک روز به پوچی می رسد. انگیزه های من برای ساخت سوپراستار انسانی است. چرا مرزهای اخلاقی سست شده است؟ من نمی توانم درباره زنان بسازم، درباره جوانان فیلم می سازم.


حسنی: شما در مراسم اکران فیلم خودتان گفتید به من فیلمی که اجازه بدهند می سازم. نهاد این جمله را نگفتید که اجازه نداده اند من برخی فیلم ها را بسازم.

میلانی: من به نوع دیگری از سینما که دوست دارم ( افسانه آه) پرداختم که آن هم مفید است.

 حسنی: اینطور نبوده که وقتی فیلم تسویه حساب شما توقیف شد و فیلم های دیگر به فمینیست بودن متهم شد، شما تصمیم به ساخت سوپراستار گرفتید؟


میلانی: من اصلا فکر نمی کردم که سوپراستار اینقدر مورد استقبال قرار بگیرد و اصلا بایک ترس و واهمه آن را نگاه کردم. این فیلم، فیلم جسوری است و بسیاری از تابوها را می شکند و این ریسکی بود که من کردم و جالب است که من فکر نمی کردم که جلوی تسویه حساب را بگیرند. اینها حرف های پس از اتفاق است و من داستان را دوست داشتم و به آن باور دارم. داستان من داستان هرمان هسه نیست و به دون ژوان نزدیک است و  به زعم خودم یک داستان امروزی و شهری را ساختم.

گبرلو: شرایط امروز سینمای ایران خیلی عجیب است، ما یک ایده ای داریم و بعد از اکران برداشت دیگری می شود، خانم میلانی خانم پرحاشیه ای در سینمای ایران است و من فکر می کنم که خوب نیست به گذشته و حاشیه بپردازیم چون هر روز نظرات عوض می شود و راجع به سوپراستار امروز و تماشاگران آن بپردازیم. واقعیت این است که تحلیل های ما به اشتباه می رود و تماشاگر امروز فیلم ها را جور دیگری می بیند. اگر به حاشیه ها بپردازیم ممکن است که برداشت درستی نداشته باشیم. سوپراستاری که جوانان می بینند واز آن لذت می برند ،  به خاطر وجود شهاب حسینی نیست بلکه به نظر من به خاطر مضمون فیلم است و جوانان زندگی خود را در آن ترسیم می کنند و ایده های خود را در آن می بینند، سئوالی که پیش می آید این است که بیننده ای که این فیلم را می بیند آیا نتیجه ای که مدنظر خانم میلانی است را گرفته است؟ خانم میلانی می گوید فرشته ای در کار نبوده است. می گوید فیلم مادی ساخته ام...

میلانی: این کلیشه ای فکر کردن است، ذهن مرا می خواهید ..

گبرلو: تماشاگر فیلم رئال را می بیند و زمانی که به فرشته می رسد قفل می کند که بپذیرد یا نپذیرد و گاهی به عنوان سرگرمی فیلم را رها می کند....

محمد باغبانی: فکر می کنم اگر از اسم فرشته استفاده نمی شد بهتر بود.

میلانی: همه قهرمان های من فرشته هستند. مگر فرشته "دو زن" فرشته نیست. من میل دارم که اسم زنان فیلم خود را فرشته بگذاریم و این ایرادی ندارد. من باید بابت اسمی که گذاشته ام جواب پس دهم؟

باغبانی: من فکر می کنم که آخر فیلم رئالیستی است.

میلانی: من میل ندارم به من آفرین بگویند. عده ای به من گفتند که پایان خوش را بگذار ( یا نه خوش که پایان فیلم تلفن او زنگ بزند) تا در فروش فیلم تاثیر بهتری داشته باشد ( 200 یا 300 میلیون) اما من این کار را نکردم چون معتقد بودم قهرمان فیلم باید خیلی سختی بکشد تا دوباره "رها" را پیدا کند. من تلاش زیبایی کردم که یک داستان عشقی متفاوت بر اساس یک عشق پاک بسازم.  اگر من کلیشه ها را کنار می گذارم این چیزی نیست که در سینمای ما معمول باشد. همانطور که در برابر "افسانه آه" ایستادند، می توانیم زیبایی ها و ظرایف را ببینیم، تماشاگرها نظر شما را ندارند، آقای گبرلو.

حسنی: به چه دلیلی شهاب حسینی، "رها "را سوار می کند؟

میلانی: او نشانه هایی در این دختر می بیند، مثل خندیدن و... که حس خاصی پیدا می کند و اگر تماشاگر این را نفهمد از ایرادهای فیلم است.

حسنی: چون شما گفتید یک عشق مقدس است.

میلانی: "کوروش زند" یک هنرپیشه موفق است که دوره اش تمام شده و عصبی و بداخلاق است و منتظر است که یک اتفاق در زندگی او بیفتد. چون او آماده پذیرش است، رها وارد می شود، رها می خواهد کوروش را ببیند...

میلانی: واقعیت این است که افراد،عرصه های هنر و ورزش و... وقتی به جایگاهی می رسند (نه همه)، متاسفانه کسانی که خیلی سریع به جایی می رسند اولین چیزی که از دست می دهند وجه انسانی و اخلاقی آنهاست و این به خاطر  عدم پذیرش و ظرفیت آنهابرای مدیریت موقعیت جدید است که ابتدا خود و سپس آدم های پیرامون خود را خراب می کنند. من سوپراستار را با نیت خیر ساختم و گفتن این نکته که بخواه که تغییر کنی... لابلای آن می گویند که انگیزه می خواهد و من دختر او را وارد داستان می کنم.

گبرلو: بحث مضمون را باید جدا کنیم. اگر از لحاظ مضمونی بحث کنیم، به لحاظ دینی همه افراد و بدترین آنها می توانند هر لحظه تغییر کنند. اما در بحث ساختاری ما به دنبال منطق در سینما هستیم. اینکه چطور  یک دختر ناگهان وارد زندگی این فرد لاابالی شده و همچون جرقه ای در زندگی او وارد می شود...

میلانی: اینطور نیست دختر را چند بار می بیند..دختر سر صحنه فیلم های او می رود.

گبرلو: من مضمون شما را پذیرفتم، از لحاظ ساختاری من این را قبول نکردم که دیالوگ های درون ماشین منجر به جرقه شود.

باغبانی: البته از آنجایی که می گوید من دختر تو هستم و تو این را بپذیر، این مسئله ایجاد می شود. ساختار علی و معلولی این است که دختر را می خواهد به خانه ببرد. ما نیاز داریم که جلوتر خرق عادت کنیم.

میلانی: من شیطنت می کنم و به تماشاگر می گویم این را اشتباه کردی، من به تماشاگر فیلم هایم این را یاد می دهم که زود قضاوت نکند و در آخر می گویم که این دختر او بود و تو اشتباه کردی... من فکر می کردم که در کار خود خیلی ظریف عمل کردم.

باغبانی: چه دلیلی داشت که قهرمان فیلم سوپراستار سینما باشد، در حالیکه می توانست یک بچه پولدار بالاشهری باشد؟

میلانی: چون این آرزوی جوان هاست.

باغبانی: خیلی از سوپراستارهای ما وقتی به این مرحله می رسند از سینما خداحافظی می کنند و اصلا حاضر نیستند که فیلم بازی کنند.

 گبرلو: من فکر می کنم اگر سوپراستار، سینمایی باشد اشکالی ندارد چون آنها الگوهای جامعه ما هستند و خوب است که به آنها تذکری بدهیم، هر چند در عرصه ورزش و سیاست نیز این مسئله را داریم. اشکالی فیلمسازان ما این است که در فیلم خود می خواهند دغدغه های شخصیشان را وارد کنند و در آن المان هایی می گذارند که منظور خودشان است. خانم میلانی هم شاید از جشنواره فجر ناراحتی داشته..

میلانی: شما فکر نکنید کسانی که جایزه جشنواره فجر یا تندیس حافظ را می گیرند، آدم های بزرگی به لحاظ شخصیتی هستند، ممکن است حتی یک کتاب هم نخوانده باشند. ستاره های هالیوود که اسکار می گیرند نیز همیشه اخلاقی نیستند. در این فیلم قهرمان ،برای این خسته و عصبی است که باید آشغال فیلم بسازد. در مجله فروشی ها بیشترین طرح جلد، عکس هنرپیشه های سینماست. سینما جذاب ترین المان شهرت است، نقاش ها، شعرا و..  اینقدر مشهور نمی شوند و بنابراین می تواند یک رویا باشد. ما نمونه کوروش زند را نداریم اما نمونه های رفتارهای او را داریم.

گبرلو: یکی از بحث های منتقدان با تماشاگران این است که می خواهند بگویند بازیگران نماینده یک صنف نیستند، (مثلا فیلم شوکران) و دعوت کردیم که خودش را ببینید. من از این طرف می گویم این سوپراستار باید ویژگی های دیگری داشته باشم که من در قهرمان فیلم شما این را نمی بینم. من پروسه تغییر را نمی بینم.

باغبانی: بازیگر فیلم شما آنقدر آدم دقیقی نیست که یک نفر بتواند او را تغییر دهد، من پروسه تغییر را به شکل دیگری می بینم. 

میلانی: ما به یکسری چیزها عادت می کنیم اما این فیلم نشان می دهد که بسیاری از  عادت ها را می توان تغییر داد. این بحث مفصلی است. ما باید درباره شخصیت سوپراستار صحبت کنیم. رها یک نوع تیپ زن است و مادرش یک نوع تیپ زن دیگر... من مثل یک نقاشی بازیگران خود را کنار هم چیده ام ولی سعی کردم داستان متفاوتی به سینمای ایران بدهم. مثلا آقای فتحی در "پستچی سه بار در نمی زند" یک کار جدید کرده است و همین خوب است، فارغ از اینکه این فیلم، فیلم خوبی بود یا نبود. ما داریم حیطه ها و قلمروها را با هم تجربه می کنیم.

گبرلو: فیلم های شما بعد از "سه زن " خیلی شخصیت محور بوده است.

میلانی: در سوپراستار مردم فیلم را خیلی خوب نگاه کردند.

باغبانی: در "حس پنهان" و "پارک وی" و "آتش بس" سه روان شناس است که به اندازه یک دانشجوی روان شناسی هم متوجه نمی شوند.  مدل برخورد آتیلا پسیانی در آتش بس درست نیست و وقتی شما این المان ها را می آورید باید آنها واقعی باشد.

میلانی: ما به اندازه انسان ها جهان بینی داریم و من دوست دارم کودک درون را به صورت طنز بسازم و من بقیه فیلم را به خاطر این کودک درون ساخته ام.

باغبانی: کودک درون که بحث مهمی در روان شناسی نیست.

میلانی: چرا هست و  این موضوع مهمی است. برای من این تئوری خیلی جذاب بود و فیلم های دیگری که مثال زدید در آنها فرد قهرمان داستان مجموعه ای از امراض روان شناسی را دارد. در سوپر استار شخصیت فیلم خودشیفته است و به شکل ظریفی نشان داده شده است با اینکه فیلم ادعای روان شناسی ندارد.

حسنی: شما وقتی کلیت فیلم را به سمتی می برید که از لحاظ ساختاری انطباق دارد، ( بداعت تا جایی که معقول است، قبول داریم) اما اگر به سمتی برویم که منتقد نپذیرد و به توده ها استناد کنیم.

میلانی: من هرگز اینکار را نمی کنم و مخاطب من طبقه متوسط است.

حسنی: زمانی که تغییرات رها به جان مایه نمی شیند.

میلانی: اما آقای گل مکانی می گوید به جان مایه می نشیند. مثلا هملت شاهکار است اما اگر بخوانید با این دیدگاه نگاه کنید، می توانید بر آن نقدهایی وارد کنید.

حسنی: شما اثر خود را با شکسپیر مقایسه و منتقدان را به بی سوادی متهم کردید. اگر جزئی نگری در  کار شما دیده نمی شود شاید در مسیر کلی چیزی به دل ننشسته است.

میلانی: من گفتم که تلاشم را کرده ام. به نظر شما آقای گبرلو آیا سوپراستار سعی می کند ما را به سمت خوبی ببرد؟

گبرلو: بله اینجور است.

حسنی: شما اخلاق گرایی را با ساختار اشتباه می کنید. فیلم شما فوق العاده اخلاقی است و درباره بازیگری است که بسیار خودشیفته است و منتظر یک شعله است تا او را به زندگی طبیعی برگردد.

میلانی: اگر اجازه دهید من جلسه را ترک کنم چون به شما دیکته کرده اند که این را بگو..

حسنی: اصلا دیکته کرده اند.

میلانی: اجازه دهید من کمک کنم و آقای حسنی را به راه راست هدایت کنم چون ایشان می خواهند خودشان را مطرح کنند.

میلانی: شما آقای حسنی سر جایتان بنشینید.

حسنی: اما من نایستاده ام.

میلانی: شما گفتید بیاید و من آمدم و گفتید من جزو آن دسته نیستم، شما نمی خواهید تهمینه میلانی مستقل بماند. من سواد روان شناسی دارم و این مباحث در حد من نیست و من جلسه را ترک می کنم.

گبرلو: یک فیلمساز ، فیلم خودرا بر اساس ذهن خود ساخته و پس از ساخته شدن اینکه او را قانع کنیم که نباید اینجور می بود، درست نبود و مردم حرف های منتقدین را با فیلم مقایسه کنند.

باغبانی: کار منتقد نوشتن است و قرار است که درباره فیلم بحث کنند.

گبرلو: خانم میلانی با یک ذهنیت منفی وارد جلسه شده اند.

حسنی: من باید از آقای ده نمکی تشکر کنم که در طول هفته گذشته با اینحال که نقدهای بسیاری به ایشان شد، در جلسه ماندند و نگفتند که این حرف ها به شما دیکته شده  است. آقای گبرلو  فکر می کنید کارهای "رها" در فیلم جا افتاده است؟

گبرلو: به نظر من اینگونه نیست و همین که فکر می کنیم یک فرشته این مسائل را مطرح می کند از باورپذیری فیلم کاسته می شود. خانم میلانی مسیر قبلی خود را ادامه دادند و اینکه زنان همیشه مظلوم و مردان گناهکارند. با اینکه فکر می کنیم با یک فیلم اخلاق گرا روبرو هستیم اما باز هم این حس را داریم که زنان فیلم خیلی مظلوم هستند. در سوپر استار این به ما القا می شود  و زنان فیلم با وجود اخلاق های متفاوت یک محبت نسبت به مرد دارند. به نظر من این ضعف خانم میلانی است که در این فیلم به شدت دیده می شود.

حسنی: اینکه ما فیلمی بسازیم که خیر را دنبال کند، در سینمای هندوستان و فیلم های فردین هم هست، اما اینکه چقدر باورپذیر است و اینکه نگاه تماشاگر عادی می تواند ملاک باشد؟ آقای گبرلو چقدر باید فیلم باورپذیر باشد؟

گبرلو: من با مضمون فیلم موافق هستم. اگر سینمای هند و فردین را نگاه کنید، جامعه ما اخلاق گراست و تماشاگر اخلاق را می پسندد.  اما گمان می کنم منظور شما این است که یک فیلم می تواند اخلاق گرای سطحی باشد یا به شکل عمیقی این مسائل مطرح شود.

حسنی: منظور من دقیقا همین است.

گبرلو: اما این فیلم سطحی نیست، فیلم به سطح شعاری بودن حرکت می کند.

باغبانی: چون دختر بچه ای است که چیزهایی با باید بگوید.

گبرلو: فیلم قصه آکادمیک درست ندارد.

باغبانی: فیلم برای کودکان است والا کسی که سیمرغ برده است ، در خلال روابط بی شمارش باید خیلی چیزها را فهمیده باشد.

حسنی: القائات فیلم، کارگردان را مجاب می کند که درباره بازیگر توضیح بدهد.

باغبانی: این چیز عادی است که در زندگی افراد، کسانی پیدا شوند که تاثیر بگذارند، همانطور که رها رفتارهای بچه گانه ای دارد و حتی خیلی بی اخلاق است. اینکه چه چیزی باعث می شود که نظر سوپراستار  را جلب می کند؟ اینکه چرا قهرمان آزمایش دی ان ای راعقب می اندازد و...

گبرلو: فیلمسازها زمانی می خواهند فیلم های واقع گرا بسازند اما بعد فکر می کنند که فیلم معناگرا  و یا فیلم هایی که فراتر از فیلم های عادی است، ساخته اند. بنابراین در داستان این پراکندگی هست و  امور واقعی با بقیه چیزها مخلوط می شود و" رها" هم همین طور است.

حسنی: با اینکه "رها "هیچ تصوری از زندگی واقعی او (کوروش زند) ندارد و نمی داند که چطور آدمی است با توجه به مصاحبه هایی که کوروش زند دارد و در ان به عنوان یک بازیگر مثبت است. اما او این آدم را پیدا می کند.

گبرلو:  تفاوت یک فیلمساز اندیشمند با یک فیلمسازی که فیلم برای سرگرمی می سازد همین است، ما از فیلمساز اندیشمند نمی توانیم انتظار ساخت برخی فیلم ها را داشته باشیم، همانطور که برخی فیلمسازهای سرگرمی ساز این را مطرح می کنند. خانم میلانی خود منتقدتر است و شرایط اجتماعی را نقد می کند و همین انتظارات را از او بیشتر می کند.

حسنی: فراوان از آقای ضرغامی خواسته شده است که برنامه ای مثل نود داشته باشد اما این تنها مربوط به صدا و سیما نیست چون در عرصه هنر اگر به کسی نقدی وارد کنید چنان برافروخته می شود که انگار آیه ای اشتباه شده است. در اینجا حتی اگر منتقدی با سوءظن صحبت کند، نباید فیلمساز  استودیو را ترک کند. من از منتقدانی استفاده کردم که استقلال داشته باشند و مدیریت شبکه هم خواستار این است که از منتقدین متعدد استفاده شده و وابسته به هیچ جریانی نباشد.

گبرلو: فیلمسازان کشور با وجود ادعای روشنفکری، تحمل نقد را ندارند.
 
حسنی: خوشبختانه من کسی هستم که کسی به من دیکته نمی کند. بگذریم بازی خوب شهاب حسینی و فتانه ملک محمدی را چطور می بینید؟

گبرلو: در این فیلم بازیگران دیگر نقش ندارند و شهاب حسینی بیشترین حضور را دارد و این تحول شخصیتی را باید نشان دهد.

حسنی: حضور شهاب حسینی در سینما اعجاب برانگیز بود.

باغبانی: من قبل از آن بازی حسنی را در فیلم "درباره الی" دیده بودم و تحت تاثیر بازی او بودم، در سوپر استارخود فیلم من را اذیت کرد و متوجه بازی شهاب حسینی نشدم اما بار دوم که دیدم بازی خیلی خوبی داشتند.

حسنی: بازی خانم ملک محمدی چه؟

گبرلو: فکر کردم هنوز خیلی وارد نشدند اما شروع خوبی بود.

باغبانی: در صحنه های دعوا بازی خوبی خانم ملک محمدی داشتند.

حسنی: سایر بازیگران چطور؟

گبرلو: من بازی رشیدپور را دوست نداشتم و فکر می کردم نباید این نقش را بازی می کرد و در فیلم رها شده بود. به نظر من کار او بازیگری نبود.

باغبانی: فیلم برای مخاطب کم سن و سال فیلم اخلاقی بود اما برای کسانی که خیلی چیزها را دیده اند، فیلم خوبی نبود.

گبرلو: فیلم سوپراستار فیلم پرفروشی بود.

باغبانی: در اخراجی ها و سوپراستار گزینه های ضداخلاقی مطرح شده و برای همه هنوز جنبه کنجکاوی دارد.

گبرلو: من در مورد اخراجی ها می پذیرم اما در سوپراستار اینطور است. در سوپراستار خندیدن ندارد به نظر من به این دلیل است که با برخی از مضمون فیلم ارتباط برقرار کرده و ساختار قابل قبولی بوده.

حسنی: آقای زرین دست همیشه سعی کرده است که ساختار قابل قبولی بسازد.

گبرلو: بحث دیگر می تواند خود خانم میلانی باشد چون حاشیه داشته است و آتش بس را ساخته است. من خوشحالم که خانم میلانی در فیلم های خود به منطقی رسیده است، چون او در فیلم های قبلی  خود سعی می کرد مغرورانه نظر خود را در مورد جایگاه زن بقبولاند. در دو سه فیلم اخیر خود به یک مسیر رسیده اند. از نظر ساختار خیلی عجولانه کار کرده اند و می شد کار قابل قبول تری برای منتقدان باشد. در هر صنفی منتقد خوب و بد وجود دارد اما در نهایت منتقدان می توانند مسیر روشنی را برای فیلمساز مشخص کند.

باغبانی: فیلمسازهای ما باید این را در نظر داشته باشند که فیلم های اجتماعی تاریخ مصرف دارد. 

 

((فایل صوتی این برنامه رادیویی درسایت موجود است))

|+|نوشته شده در ساعت توسط ایمان هنر |
آخرين نوشته ها
به وبسایت شرکت ایمان هنر خوش آمدید


فرزاد تولدت مبارک
به وبسایت ایمان هنر خوش آمدید Wellcome to IMANHONAR website
خلاصه ای از تغییرات در ایمان هنر
دانلود آهنگ تو جون منی با صدای محمد علیزاده



کلیه حقوق این سایت متعلق به موسسه فرهنگی هنری ایمان هنر می باشد

© Copyright 2009 IMANHONAR Network . All Rights Reserved