بیوگرافی زنده یاد استاد رضا ارحام صدر
مطالب ارسالی خود را اینجا ببینید
!! جهت مشاهده بخشهای مختلف فقط کافیست روی عکس ها کلیک کنید !!
از دیگر بخش های مختلف و متنوع سایت از جمله
عکس های مناسبتی (شب یلدا در رادیو جوان - کنسرت کیش و ...)
و ... دیدن فرمایید.
سنگینی باری که خدا بر دوش ما می گذارد آنقدر نیست که کمر ما را بشکند ولی آنقدر هست که ما را برای دعا به زانو در بیاورد .
101
به هنگام خشم خویشتن دار باش. (امام علی)
191
رنگین کمان از آنه کسیست که تا آخرین قطره باران صبر کند.
117
ما در هیچ سرزمینی زندگی نمی کنیم منزل ما قلب کسانیست که دوستشان داریم.
190
اغلب فکر میکنیم چون خیلی گرفتاریم به خدا نمی رسیم اما واقعیت این است که چون به خدا نمیرسیم خیلی گرفتاریم
186
خدا بینهایت است اما به قدر نیاز تو فرود می آید به قدر آرزوی تو گسترده می شود و به قدر ایمان تو کارگشا
110
نامم را پدرم انتخاب کرد نام خانوادگی ام را یکی از اجدادم دیگر بس است راهم را خودم انتخاب خواهم کرد (دکتر علی شریعتی)
190
خدایا رحمتی کن تا ایمان نام و نان برایم نیاورد قوتم بخش تا نانم را و حتی نامم را در خطر ایمانم افکنم تا از آنها باشم که پول دنیا را میگیرند و برای دین کار می کنند نه آنها که پول دین را می گیرند و برای دنیا کار می کنند. (دکتر علی شریعتی)
190
در عجبم از مردمی که خود زیر شلاق ظلم و ستم زندگی می کنند و بر آن حسینی می گریند که آزادانه می زیست... (دکتر علی شریعتی)
کاش در کتاب قطور زندگی سطری باشیم ماندنی نه حاشیه ای از یاد رفتنی.
101
گاهی باید کم باشی تا کم بودنت احساس بشه نه اینکه اصلا نباشی تا نبودنت عادت بشه.
101
ساقه شکستن قانون طوفان است تو نسیم باش و نوازش کن.
101
میدونی بهترین دوست کیه اونی که اولین قطره اشکتو میبینه دومیشو پاک میکنه و سومیشو تبدیل به خنده میکنه.
101
اگر دورم ز دیدارت دلیل بی وفایی نیست وفا آن است که نامت را همیشه بر زبان دارم.
101
وقتی تو پیروز میشی من با غرور به همه میگم : هی اون دوسته منه ! اما وقتی میبازی کنارت میشینم میگم : هی من دوست توام.
179
در زندگی باید لحظه ای را گریست دمی را خندید ساعتی را دل بست و عمری را عاشقانه زیست.
126
بهترین مترجم کسی است که سکوت دیگران را ترجمه کند.
186
آن گاه که نومیدی بر جانت پنجه افکنده و رها نمیشوی به من امیدوار باش .(قرآن کریم/زمر/53)
186
گفتگو با شکر پاره اصفهان، استاد رضا ارحام صدر: دلم میخواهد در راه خدمت به مردم دیارم روی صحنه تئاتر بمیرم
رضا ارحام صدر، هنرمند با سابقه و نامور تئاتر که روزگاری یکه تاز تئاتر کمدی ایران بود و امروز نیز یکی از سرمایههای گرانقدر هنر تئاتر در این مملکت به شمار میرود سال هاست که به حرفه جهانگردی و ایرانگردی روی آورده است و یکی از بنیانگذاران و مؤسس آژانسی به نام پرستیژ که اینک نام پرستو برخود گرفته و به کار خدمات مسافرین مشغول است. بعد از 50 سال فعالیت هنری اکنون گرد پیری بر چهره او نشسته است و تصمیم دارد باقی عمر خود را فیلم و تئاتر بازی نکند و راحت زندگی کند. رضا ارحام صدر هستم. در اصفهان به دنیا آمدم و دارای لیسانس فلسفه هستم و سال ها پیش ازدواج کردم و حاصل این ازدواج 3 فرزند است. من كلاس چهار متوسطه در مدرسه ادب اصفهان (كالج انگلیسی سابق) بودم كه قرار شد جشنی برگزار شود و در آن نمایش هم باشد و قرار شد كه گروه نمایش از بچههای مدرسه ادب باشد.
آن زمان جناب آقای كتابی بود و مرحوم ناصر فرهمند/ علی اصغر جهانشاهی كه در این مدرسه ریاضیات درس میداد و بعدها پدر خانم من شد، سر كلاس آمدند و با اشاره آنها به دنبالشان از كلاس خارج شدم. در طول فاصله كلاس تا دفتر در فكر بودم كه این بار چه كسی از من شكایت كرده است و وقتی وارد شدیم هر سه نفر آقای كتابی- علی اصغر جهانشاه و مرحوم ناصر فرهمند با محبت براندازم كردند، عاقبت مرحوم ناصر فرهمند گفت به ما خبر دادند كه تو توی كلاس مزه پرانی و ادای همه را در میآوری حالا میخواهیم ببینیم در تأتر هم میتوانی همین كار را بكنی. من داشتم از خوشحالی پر در میآوردم كه آقای كتابی اضافه كرد ما در مدرسه میخواهیم یك تأتر به روی صحنه ببریم و شما هم باید نقش یك محصل بی انضباط را بازی كنی.
من و بچههای مدرسه نمایش (رفیق ناجنس) را به روی صحنه بردیم و یادم هست كه این نمایش یك هفته ادامه داشت و به این ترتیب وارد صحنه تأتر شدم.
آقای ارحام صدر وقتی كه مردم را میخنداندید چه احساسی داشتید؟
احساس آئینه بودن و آئینه شدن تا خودشان را به خودشان نشان بدهم.
آقای ارحام صدر چطور شد كه كمدین شدید؟
در تأتر سپاهان یك شب هنر پیشه كمدیان آقای بنی احمد كه نمایش را با لهجه كاشی بازی میكرد مریض شد. من هم همان نقش ایشان را با لهجه اصفهانی بازی كردم. و فردا شب حالش خوب شد و آمد و دیگر خودش بازی كرد، و از آنجا شد كه من كمدین شدم.
آقای ارحام صدر شما سال ها مردم را خنداندهاید. آیا تا بحال خودتان خندیدهاید؟
بله یك بار موقع نمایش اجرا كردنم بود كه ممیزان، همبازی من خیلی تپق میزد و یك بار از بس كه تپق زد، پرده افتاد. ممیزان گفت من امشب خیلی تپق زدم یعنی باز هم تپق زد و تپق را چپق گفت، كه خود من هم خندهام گرفت.
آقای ارحام صدر به نظر شما یك نمایش كمدی یا نویسنده چه تأثیری بر تماشاچی میگذارد؟
به نظر من هیچ نویسندهای نمیتواند بطور كامل یك پیس كمدی بنویسد بلكه این بازیگر نقش كمدی است كه روح نهایی را به كالبد میدهد و آن مورد توجه مردم قرار میگیرد.
آقای ارحام صدر درد دل مردم و سختی های زندگی را چگونه در قالب نمایش كمدی اجرا میكردید؟
وقتی آقای محمد علی رجایی از كرمان به اصفهان آمد، آقای رجایی سه دختر داشت كه هر سه دخترش با خودش بازی میكردند. آقای فرهمند و جهانشاه و رفیعی همگی موافقت كردند كه نمایشهای كمدی انتقادی كه به من پیشنهاد داده بودند را بازی كنیم و درد و دلهای مردم و سختی های زندگی را در قالب كمدی به نمایش در بیاوریم و استاد فرهمند به من پیشنهاد كرد كه نقش حاج عبدالغفار را بازی كنم و چون سرباز رزم خود است، بازی كرد و من هم چند نمایش اجرا كردم كه این چند نمایش انتقادی در مورد مردمی بود كه مالیات میدادند و اداره مالیات از افرادی مالیات میگرفت كه تمام دستهاشان پینه دارد.
به عنوان مثال از واكسی- حلبیساز- نانوا- نجار و آهنگر، در كل برای همه نمایش كمدی انتقادی به نمایش میگذاشتم و با استقبال زیادی روبرو میشد. خاطرم هست كه نمایشی برای مالیات به نمایش گذاشتم و با استقبال زیادی روبرو شد. یادم هست در نمایشی كه در مورد مالیات اجرا كردم بنابراین شد كه مالیاتها را از افراد زحمتكش بگیرند و ثروتمندها معاف شوند. پس از نمایش، مردم یك ربع كف میزدند، نمایشهای ما این قدر با استقبال روبرو میشد كه بلیتهای ما تا ساعت 4 بعد از ظهر تمام میشد و مردم به خودشان میگفتند كه این نمایش را كه درد و دل ما مردم را میگوید باید دید و این را بگویم تأتر زبان گویای مردم شد و نمایش (مكتب كمدی انتقادی) به نام ما ثبت شد و هنوز میگفتند و میگویند كه رضا ارحام صدر این سبك را متداول كرده است و هنوز كسانی كه فرهنگ تأتر دارند میگویند رضا ارحام صدر پایه گذار كمدی انتقادی است.
آقای ارحام در مورد وضعیت تئاتر امروز ایران توضیح دهید؟
وضعیت تئاتر امروز هیچ پیشرفتی نكرده است. باید از كسانی كه در رشته تئاتر تحصیل كردهاند و در تئاتر پیشرفت كردهاند استفاده كرد.
آقای ارحام شما در چند نمایشنامه بازی كردهاید؟
من در كل 176 تئاتر، حاصل 47 سال فعالیت تئاتریم است.
بعد از انقلاب كار تئاتر را چگونه ادامه دادید؟
ما در خارج از كشور 3 نمایش روی صحنه بردیم- نمایشهای: خواستگاری- ارحام، رئیس جمهور میشود و آقای معلم بود كه در خارج از كشور به روی صحنه رفت. ولی بی اندازه مورد استقبال قرار گرفت.
نویسنده نمایش های شما چه كسی بود؟
آقای مهدی ممیزان كه كارمند شركت بیمه بود و از زمان دوران مدرسه مینوشته و مرد متواضع و شریفی است و همیشه در مورد كارهایش از ما نظر خواهی میكرد و بیشتر وقت ها با هم كار میكردیم.
آقای رضا ارحام صدر شما با حسن اكلیلی كه بعد از انقلاب تئاتر را در اصفهان ادامه میدهد نسبتی دارید؟
خیر آقای اكلیلی هم مثل همه هنرمندان تئاتر است؛ یك بازیگر تئاتر است ولی با من نسبتی ندارد.
آقای ارحام چگونه به سینما آمدید؟
من با فیلم (شب نشینی در جهنم) به سینما آمدم و نقش ابراهیم نوكر خانه جبار را بازی میكردم و در كار سینمایی این طبیعیترین نقشی بود كه من بازی كردم.
آقای ارحام صدر شما بعد از انقلاب چند فیلم بازی كردید؟
بعد از انقلاب در فیلم (جعفر خان از فرنگ برگشته) و فیلم افسانه شهر لاجوردی، نصف جهان كه من در این فیلم به جای چهار شخصیت بازی كردم و یك فیلم هم درباره زندگی من ساختند.
شما تا به حال چند فیلم سینمایی بازی كردهاید؟
من حدود 21 فیلم سینمایی و دو مجموعه تلویزیونی حاصل 46 سال فعالیتم است.
آقای ارحام صدر ما اطلاع داریم كه آقای آنتونی كوئین به اصفهان آمده بودند. شما ایشان را دیدید؟
آقای آنتونی كوئین برای بازی در فیلم كاروان ها به اصفهان آمده بود و به دیدن تئاترهای من آمدند و همینطور آقای نورمن ویزدم به اصفهان آمده بود و یك شب هم آمد از نمایش ما دیدن كرد. وقتی نمایش تمام شد روی صحنه آمد و مردم ابراز احساسات كردند.
آقای ارحام صدر در آخر اگر حرفی یا حتی آرزویی دارید بفرمائید؟
من یك نوه بیمار دختر دارم كه مرا ناراحت میكند. آرزو دارم كه هر چه زودتر خوب شود و برای خانمم كه یك عمر مونس و همدم من بوده است آرزوی سلامتی دارم. دلم میخواهد در راه خدمت به مردم دیارم روی صحنه تئاتر بمیرم و آرزو دارم چراغ سن هیچ تئاتری خاموش نشود و در خاتمه از شما خبرنگار پرتلاش زندگی سالم كه درد دلهای ما را به گوش مردم میرسانید تشكر میكنم.














